دکتر جعفری یکی از اساتید محبوب دانشکده است
انتخابات گروه انجام شد و اقای خبیری به عنوان مدیر گروه انتخاب شد
..............................................
کاشکی نظرات دانشجو ها رو هم مد نظر قرار می دادن
بر گرفته از سایت ایسنا
يك مدرس دانشگاه معتقد است، اگر قرار شود پايه تازهاي براي زندگي در شهر بگذاريم، بايد حقيقت تاريخي و نقش انسان در شهر را درك كنيم و مابين نقشهاي اصلي آن در زندگي فرق گذاريم؛ بدان معنا كه از آن بهدست آمده و تغيير و تحولاتي كه بعدا ممكن است در آن ايجاد شود، شناخت داشته باشيم.
دكتر سيروس باور در مطلبي با عنوان "مرگ شهرها" به تشريح خودكشي انسان به دست انسان پرداخته و در آستانهي روز معمار، بيتوجهي به توسعهي پايدار را مورد ارزيابي قرار داده است.
در مقالهاي كه به قلم وي در اختيار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قرار گرفته با تاكيد بر ضرورت تشريح كنگلومرايي - بهنام كلان شهر - كه انسانها براي زندگي خود ساختهاند، بهعنوان راهي براي دريافت اين مساله كه آنچه كه خود ساختهايم چگونه ممكن است باعث نابودي و مرگ خود شود، ياد كرده است.
باور در اين مقاله آورده است، مامفورد ميگويد: مبدا پيدايش شهرها مبهم و ناپيداست، قسمت عمدهاي از گذشته آن مدفون شده و يا طوري صدمه ديده كه قابل تشخيص نيست و نتايج مطالعات آينده را هم نميشود پيشبيني كرد.
آيا شهر از صورت فعلي خود خارج خواهد شد؟ يا اينكه تمام سياره زمين به صورت يك كندوي بزرگ درخواهد آمد. (كه اين خود، باز، نحوه ديگري از نابود شدن شهر از مفهوم حقيقي امروزي آن است)
آيا آن احتياجات و درخواستها كه بشر را وادار كرده است كه زندگي شهري به صورت امروز (آمريكا)را به وجود آورد، جاي خود را به هدفهاي والاتر و ايدههاي درخشاني كه روزي اورشليم، آتن و فلورانس به آن نويد ميدادند خواهند داد؟ و اصولا، آيا يك امكان انتخاب بين خوب و بد وجود دارد؟ كه آن عبارت باشد از امكان ساختنش هر جديدي كه پيشرفت زندگي آينده بشر را بهطور مثبتي تضمين كند.
به گمان باور، بدون شناخت و مطالعه كافي در تاريخ گذشته نميتوانيم قضاوت عادلانه راجع به حال و ياد ديد وسيع راجع به آينده داشته باشيم.
او در بخش ديگري از اين مقاله آورده است، با در نظر گرفتن اينكه 5000 سال طول كشيده كه ما به وضع نسبتا قابل دركي از طبيعت و مفهوم - استفاده از نيروهاي موجود در آن، پي ببريم.
در شفق تاريخ، شهر بهصورت كامل و پختهاي - در رابطه با تهران و روش و نوع زندگي انسان - ديده ميشود، همچون شهرهاي قرون وسطايي، شهرهاي اتروسك، كه در رابطه مستقيم استفاده از نيروهاي موجود در طبيعت ساخته شدهاند، كه در بين آنها و مهمترين آنها و دموكراتترين آنها، شهرهاي نظام يافته ايران از بهترين مثالها است.
وقتي كه ما، بالاخره به دوران خودمان ميرسيم، ميبينيم كه اجتماع شهري بهصورتهاي مختلفي درآمده است، و روز به روز باعث خرابي و نابودي روابط بين خود و شهر شده است كه لازم است با حضور ذهن راجع به گذشته و وسعت نظر درباره تصميماتي كه در زمانهاي گذشته گرفته شده، قبل از اينكه لايههاي ازن بيش از اين سوراخ شود، با آنچه كه با اين همه نابسامانيهاي غيرانساني شود، با آن مقابله كنيم.
اين هنرمند معمار در نهايت چنين نتيجهگيري كرده است كه بشر خود را وقف بالابردن و توسعه عميقترين پديدههاي انساني ميكند و يا تسليم قدرتهاي اتوماتيك و صنايع آلوده، كه خودش به وجود آورده، ميشود. اين خود تسليم سير قهقرايي و گم كردن حقيقت انساني است. اين انتخاب دوم با خود يك پيشرفت تدريجي انهدام احساسات، عواطف، روابط انساني، قدرت خلاقه و بالاخره وجدان را همراه خواهد آورد، بهطريقي كه تمام پديدههاي انساني و بشري را به تدريج مقهور خود كرده است. قبل از اينكه اكثريت بشريت مجبور به قبول اين دورنماي وحشتناكي كه زرق و برقهاي ظاهري مانع ديدن واقعيت آن است بشود، بيمناسبت نيست كه يك نگاه منصفانه و بيغرضانه به پيشرفتها و توسعهي امروزي بشر كه بهصورت شهر پديد آمده بياندازيم تا يك تصوير جديد را كه شامل تخريب طبيعت، شخصيت و شايد تمام خواص و روابط بشر با خود و طبيعت موجود ميشود، در ذهن و فكر خود بتوانيم مجسم كرده تا شايد بدين وسيله بتوانيم و قادر شويم از اين همه خرابيها و آلودگيها بهمنظور رسيدن به روابطي انساني در كار و زندگي و در نتيجه طرح جديدي براي شهرهاي آينده، تصوير كنيم.