تبليغاتX
فضا-زمان
به كجا چنين شتابان ؟
گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زينجا
هوس سفر نداري
ز غبار اين بيابان ؟
همه آرزويم اما
چه كنم كه بسته پايم
به كجا چنين شتابان ؟
به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم
سفرت به خير !‌ اما تو دوستي خدا را
چو ازين كوير وحشت به سلامتي گذشتي
به شكوفه ها به باران
برسان سلام ما را

اشک امانم نمی دهد
نمیدانم چرا اینگونه
هنوز سه ماهی نیست که در غم مرگ مادرم به عزا و غم نشسته ام
چند روز پیش برای انجام ی جراحی به بیمارستان رفته بودمکه باخبر شدم استاد نیلوفر محوی هم از میان ما رفته
ابتدا گمان می کردم هنوز از بیهوشی در نیامده ام
اما چرا من به هوشم
استاد محوی استاد راهنمای من در پایان نامه از میان ما رفته است.
بدون اغراق به عنوان یک خواهر بزرگ تر او را دوست می داشتم .اما....افو

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:6 توسط مصطفی فیضی |